صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
357
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
الههها مقدم است . سبئيها الهء « المقة » ، إله بزرگشان را مىپرستيدند و نزد معنىها به منزلهء « ود » بوده است و نماد قمر ، كه پادشاهان با دعاها و هدايا به او تقرّب مىجستند و ملّتها در هر حادثهاى به آن توسّل مىجستند . حبشيها نيز آن را مىپرستيدند . شايد اسم بت « دلبت » تحريف شدهء « ذات بعل » ، يعنى خورشيد ، باشد و خورشيد الههاى است نزد عرب كه قبايل زيادى آن را مىپرستيدند . امّا بت « عترسمين » كه از الهههاى مورد پرستش عرب بود و نام آن در متون مسند آمده است . برخى از پژوهشگران معتقدند كه آن الهه است يعنى مؤنّث و به نظر بيشتر دانشمندان نماد زهره است . و « اليلات » همان بت « لات » است و نماد خورشيد مىباشد . در قرآن آمده است : أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى « 1 » . اين هم آلهه يعنى مؤنّث است و در برخى از متون صفوى ( نسبت به صفا بين سوريه و اردن امروزى ) به پارهاى از خورشيد كه به شكل ابتدائى ترسيم شد ، نمايش داده شد و در برخى متون سامى شمالى به شكل زنى عريان ، و در متون عربى جنوب به شكل اسبى اشاره شده بود و اسب از حيوانات مقدّسى است كه نزد ساميها و ديگر ملّتها نماد خورشيد بود و همچنين براى آن نذر مىكردند و تمثالهايى مصنوعى به شكل اسب براى آن هديه مىبردند . در متون سبئى نام إلهى آمده است به نام « هوبس » كه تنهاست و با إله « المقة » آمده كه مراد از آن إله قمر است . معناى « هوبس » به نظر يكى از آنها ، خشك است كه صفت ماه است . اين صفت را به كار آشكار ماه در ايجاد جزر توجيه مىكنند ، وقتى كه آبها از ساحل تا حدودى به دريا عقبنشينى مىكنند . همدانى اشاره مىكند كه نام ماه همان « هوبس » است . ظاهرا اين نامگذارى ماه بعد از اسلام در يمن شهرت داشت . همچنين در برخى متون تدمر نام إله « رحمن » آمده است و اين نام در برخى از متون نبطى كه در حوران پيدا شد ، هم آمده است . اين إله همان خورشيد است و به نور داغ و سوزانى كه به ويژه در روزهاى تابستان مىفرستد ، كنايه شده است . همچنين بر خورشيد نام « ذات بعدن » يعنى دور گذاشته شد ، و كنيهاى است كه مراد از آن خورشيد است وقتى كه نور آن سوزان و شديد و آزار دهنده نيست . امّا إله « عزيز و » همان عزّى است . تأييد اين سخن آن چيزى است كه يكى از نويسندگان يونان ذكر
--> ( 1 ) - نجم ( 53 ) آيهء 19 : آيا شما لات و عزّى را نگريستهايد .